هشت کتاب 
دوستانِ گرانقدر این کتاب از 8 بخش جداگانه و 132 شعر تشکیل شده است که به انتخاب ابیاتی را در زیر برایِ شما بزرگواران مینویسم------------------------------------------------------------------------------دیر گاھی است که چون من ھمه را.رنگ خاموشی در طرح لب است:جنبشی نیست در این خاموشی.دست ھا پاھا در قیرِ شب است------------------------------------------------------------------------------نیست رنگی که بگوید با من:اندکی صبر سحر نزدیک است:ھردم این بانگ برآرم از دل !وای این شب چقدر تاریک است
to0pe to0pe..

اعتراف می کنم که نتونستم با همه اشعار آقای سپهری ارتباط برقرار کنم ولی حس زیبایی که بیشتر شعر ها به ادم منتقل می کنه توصیف ناشدنیه این کتاب رو باید شب تو خلوت خودت زیر نور مهتاب...یا به هنگام بوییدن یک گل خوشبو توی یک صبح بهاری...یا تماشای یک سیب سرخ زیبا تو ظهر تابستون خوند.وقتی کتاب رو باز میکنی ی دنیای خیلی زیبا جلو چشماته...پر از گل و سبزه و سیب...که از تماشا کردن و بوییدن هیچ کدوم از اونها خسته نمی شی...غرق میشی تو یک فضای نامتناهی البعد...اما وقتی که کتاب رو می بندی دوباره برمیگردی به
آب را گل نکنیم شاید این آب روان میرود پای سپیداری تا فروشوید اندوه دلی!دست درویشی شاید نان خشکیده فروبرده در آب!مردم بالا دست چه صفایی دارندچشمههاشان جوشان!گاوهاشان شیرافشان! باد
oh my goodness,only GOd knows what sohrab wants to tell us,just believe me...
من چه سبزم امروزو چه اندازه تنم هوشيار است!نكند اندوهیسر رسد از پس كوه.چه كسی پشت درختان استهيچ می چرخد گاوی در كرد.ظهر تابستان است.سايه ها می دانندكه چه تابستانی است.سايه هایی بی لكگوشه یی روشن و پاككودكان احساس! جای بازی اين جاست.زندگی خالی نيست:مهربانی هست سيب هست ايمان هست.آریتا شقايق هستزندگی بايد كرد.در دل من چيزی است مثل يك بيشه نور مثل خواب دمصبحو چنان بی تابم كه دلم می خواهدبدوم تا ته دشت بروم تا سر كوه.دورها آوایی است كه مرا می خواند.
Sohrab Sepehri
Hardcover | Pages: 466 pages Rating: 4.12 | 6504 Users | 236 Reviews

Mention Books In Pursuance Of هشت کتاب
| Original Title: | هشت کتاب: مرگِ رنگ. زندگیِ خوابه. آوارِ آفتاب. شرقِ اندوه. صدای پای آب. مسافر. حجمِ سبز. ما هیچ، ما نگاه |
| ISBN: | 9649007903 |
| Edition Language: | Persian |
Interpretation Concering Books هشت کتاب
هشت کتاب: مرگِ رنگ. زندگیِ خوابه. آوارِ آفتاب. شرقِ اندوه. صدای پای آب. مسافر. حجمِ سبز. ما هیچ، ما نگاهList Based On Books هشت کتاب
| Title | : | هشت کتاب |
| Author | : | Sohrab Sepehri |
| Book Format | : | Hardcover |
| Book Edition | : | First Edition |
| Pages | : | Pages: 466 pages |
| Published | : | 2002 by طهوری (first published February 1977) |
| Categories | : | Poetry. Literature |
Rating Based On Books هشت کتاب
Ratings: 4.12 From 6504 Users | 236 ReviewsJudgment Based On Books هشت کتاب
کنار مشتی خاکدر دور دست خودم تنها نشسته امنوسان ها خاک شدو خاک ها از میان انگشتانم لغزید و فرو ریختشبیه هیچ شده ایچهره ات را به سردی خاک بسپاراوج خودم را گم کرده اممی ترسماز لحظه ای بعد و از این پنجره ای که به روی احساسم گشوده شد .... منظومه شاسوسا اثر سهراب سپهریدوستانِ گرانقدر این کتاب از 8 بخش جداگانه و 132 شعر تشکیل شده است که به انتخاب ابیاتی را در زیر برایِ شما بزرگواران مینویسم------------------------------------------------------------------------------دیر گاھی است که چون من ھمه را.رنگ خاموشی در طرح لب است:جنبشی نیست در این خاموشی.دست ھا پاھا در قیرِ شب است------------------------------------------------------------------------------نیست رنگی که بگوید با من:اندکی صبر سحر نزدیک است:ھردم این بانگ برآرم از دل !وای این شب چقدر تاریک است
to0pe to0pe..

اعتراف می کنم که نتونستم با همه اشعار آقای سپهری ارتباط برقرار کنم ولی حس زیبایی که بیشتر شعر ها به ادم منتقل می کنه توصیف ناشدنیه این کتاب رو باید شب تو خلوت خودت زیر نور مهتاب...یا به هنگام بوییدن یک گل خوشبو توی یک صبح بهاری...یا تماشای یک سیب سرخ زیبا تو ظهر تابستون خوند.وقتی کتاب رو باز میکنی ی دنیای خیلی زیبا جلو چشماته...پر از گل و سبزه و سیب...که از تماشا کردن و بوییدن هیچ کدوم از اونها خسته نمی شی...غرق میشی تو یک فضای نامتناهی البعد...اما وقتی که کتاب رو می بندی دوباره برمیگردی به
آب را گل نکنیم شاید این آب روان میرود پای سپیداری تا فروشوید اندوه دلی!دست درویشی شاید نان خشکیده فروبرده در آب!مردم بالا دست چه صفایی دارندچشمههاشان جوشان!گاوهاشان شیرافشان! باد
oh my goodness,only GOd knows what sohrab wants to tell us,just believe me...
من چه سبزم امروزو چه اندازه تنم هوشيار است!نكند اندوهیسر رسد از پس كوه.چه كسی پشت درختان استهيچ می چرخد گاوی در كرد.ظهر تابستان است.سايه ها می دانندكه چه تابستانی است.سايه هایی بی لكگوشه یی روشن و پاككودكان احساس! جای بازی اين جاست.زندگی خالی نيست:مهربانی هست سيب هست ايمان هست.آریتا شقايق هستزندگی بايد كرد.در دل من چيزی است مثل يك بيشه نور مثل خواب دمصبحو چنان بی تابم كه دلم می خواهدبدوم تا ته دشت بروم تا سر كوه.دورها آوایی است كه مرا می خواند.

0 Comments